حرف خودم
ازکسی که آبرومو برده،ازکسی که پشت سرم
تهمت زده،ازکسی که جلوی همه ی دوستای وب
خوردم کرده ومن هنوز نمیدونم کی هست
خدایا آخه من چه گناهی کردم،چه بدی درحقت
کردم که باید الان همه دوستای وبلاگ از دختروپسر
گرفته بهم بگن: فکر نمیکردیم همچین دختری
باشی و عکستو پخش میکنم و....
آخه من باکسی دشمنی نداشتم که بخواد آبرومو
ببره،همه اینا به کنار همه کسم،داداشم محمد رو
ازم گرفت با آدرس وب من برای اون کامنت
میذاره و با آدرس وب اون برای من کلی
فحش وحرف میذاره .خدایا چیکار کنم کمکم کن
الان دارم با چشمای پرازاشک این پستو مینویسم
خدایا دیگه برام مهم نیست که دوستای وب ونزدیک
ترین کسام حرفای نفری رو که پشت سرم
تهمت زده رو باور بکنن یا نکنن چون دیگه اون نفر
به مراد دلش رسید داداشمو ازم گرفت داداشم که همه زندگیم بود .الان تنها چیزی که برام مهمه اینه
که حداقل خودم خودمو باور دارم خودمو
میشناسم که چجور دختری هستم حرفای بقیه
برام مهم نیست .فقط تو نفری که البته نفر نه
حیوون،نفر حیف روت بذارن حیوونی که آبروی دختر
مردمو بردی که هنوز نمیدونم کی هستی و چرا
باید این کارو بکنی .بدون هیچوقت حلالت نمیکنم
هیچوقت نمیبخشمت.
دیگه بر اومدنم تو وب و پست گذاشتنم دلیلی
نمیبینم....داداشم که نیست .هیچی نیست
خدافظ